گیلداگیلدا، تا این لحظه 4 سال و 7 ماه و 5 روز سن دارد
ازدواج مامان و باباازدواج مامان و بابا، تا این لحظه 8 سال و 3 ماه و 10 روز سن دارد
وبلاگ گیلداوبلاگ گیلدا، تا این لحظه 4 سال و 11 ماه و 12 روز سن دارد

دختر بهاری ما

روزت مبارک دخترم

دختر كه داشته باشي انگار خودت را با دست خودت پرورش ميدهي... انگار مادري را از كودكي تجربه ميكني... دختر است ، از كودكي آفريده شده براي مادري ،آن هنگام كه عاشقانه موهاي عروسكش را شانه ميزند و قربان صدقه هاي مادرانه اش را نثار عروسكش ميكند،لالايي برايش ميخواند و به رويش ميخندد... دختر است ،آفريده شده تا از كودكي از عزيزانش مراقبت كند،آن هنگام كه خسته از مشغله هاي روزانه كنارت مي نشيند و دستهايت را با دستهاي كوچكش نوازش ميكند... وقتي حتي نه پدر و نه همسر دردت را نمي فهمند ،به چشمهايت خيره ميشود و مي گويد :مامان چرا خوشحال نيستي ؟! دختر كه داشته باشي بايد غمت را پنهان كني،بغضت را فرو بري و بخندي،راحت با غمت مي شكند.. ...
2 مرداد 1396

ماه نگار مهد 2 +مسافرت شمال

سلام عشق مامانی دخمل گلی ما احساساتی بود از اولش ولی این روزها خیلی بیشتر احساساتشو بروز میده،همش منو بغل میکنی ومیگی دوست دارم،عاشقتم و میگی من دوست توام و تو دوست بابایی نباش و همش در حال بوسیدن منی. بعد سه ماه رفتیم شمال آخه دختر دایی لیانات به دنیا اومد و من عمه شدم. تو شمال خیلی بهت خوش گذشت اما تقریبا نصف مهد این ماهتو از دست دادی. شعر لی لی حوضکو خیلی دوست داری،از اولین شعرهایی بود که یاد گرفتی. رنگهارو به انگلیسی دارم یواش یواش بهت یاد میدم البته،آبی و سبز و قرمزو یاد گرفتی،چون تو مهدم این سه تارو باهاتون کار کردن. گیلدا تو قطار دریای بابلسر دختردایی لیانا ...
30 تير 1396

ماه نگار مهد 1

سلام به دردونه خونه امون دخترما حسابی کنجکاو شده ودائما داره می پرسه چرا؟ من همش سعیم اینه که بهترین جوابهارو بهت بدم ولی وای به حالم اگه بگم نمیدونم میگی چرا نمیدونی، باید بدونی، تو همه چیو میدونی!!! ازوقتی مهد میری شیطنتهات بیشتر شدن،همش در حال بپر بپری و اذیت کردن. این ماه، ماه رمضون بود. توش هم تولد داریم هم شهادت، تولد امام حسن و شهادت حضرت علی. اما از مهدت بگم که: تو این ماه، تو مهد روز 7 خرداد جشنواره رنگ داشتین.(عکسی ازین روز نداریم) روز 24 خرداد هم مراسم افطاری تو مهد داشتین. البته طبق معمول چیزی نخوردی و خوراکیهاتو اوردی خونه. تو عکسام پشتت به دوربینه! ...
1 تير 1396

اتلیه 3 سالگی

عکسهای اتلیه 3 سالگیت فایل عکسارو نداد از روشون عکس گرفتم چند تا عکس دو نفره و سه نفره هم هست که اینجا نمیشه گذاشت ...
23 خرداد 1396

37 ماهگی نازدونه

گیلدا این روزا حسابی بلبل زبون شده: بردمش مرکز بهداشت خانمه بهش گفت بره رو ترازو باسکولی بهش میگه من بزرگ نشدم که برم اون بالا خانمه میگه برو بهت بیسکویت میدم میگه من خودم تو کیفم بیسکویت دارم . خانمه میگه غذا بخور بزرگ شی میگه من غذا خوردم تازه ماهی خوردم! تو غذاها جدیدا فقط ماهی و قورمه سبزی میخوری و دیگر هیچ! رفتیم برای مهدت دمپایی بخریم دوتا دمپایی یکی کیتی و یکی فروزن بهت نشون دادم میگم کدومو میخوای میگی کیتی اون یکی بزرگونه است من هنوز اونقدر بزرگ نشدم! از اول خرداد رفتی مهد. خیلی دنبال مهد گشتم ومهدای زیادی رو دیدم تا اینجا رو پیدا کردم هم محیطش و فضاش خوبه هم مربیت رو خیلی دوست داری و&nbs...
20 خرداد 1396

تولد 3 سالگی

و امروز دوباره متولد می شوی و شمع ها ، که سهم توست از زندگی و ستاره هائی که به میهمانی آمده اند و شکوفه هائی که دوباره خواهند شکفت و عطری که نصیب پروانه هاست و تو سهم من از تمام زندگی تولدت مبارک عزیزترینم سلام عزیز دلم شیرین زبونم تولدت مبارک عشقدونه. امسال میخواستم برات تولد مفصل بگیرم همه وسایلم اماده کرده بودم و سفارش لباس ست هم داده بودیم اما به خاطر فوت دایی مامانی نشد که برات جشن مفصل بگیریم و یه جشن سه نفره گرفتیم. لباسمونم نگه داشتیم برا سال دیگه که تا برات تولد بگیریم. البته با لباسمون رفتیم آتلیه عکس گرفتیم اما اصلا امسال بر خلاف سالهای قبل هم...
20 ارديبهشت 1396

نمایشگاه کتاب 96

سلام عزیز دلم امسال برای اولین بار بردیمت نمایشگاه کتاب. من و تو همش تو غرفه بازی و سرگرمی بودیمو رضایت نمیدادی بریم بیرون. بابایی هم خودش تنهایی رفت چندتا کتاب خرید اومد. انقد تکون میخوری موقع عکس گرفتن که عکسات تاره ...
15 ارديبهشت 1396