دختر بهاری ما

کودکم نفسم گیلدای مامان و بابا

نمایشگاه کتاب 96

سلام عزیز دلم امسال برای اولین بار بردیمت نمایشگاه کتاب. من و تو همش تو غرفه بازی و سرگرمی بودیمو رضایت نمیدادی بریم بیرون. بابایی هم خودش تنهایی رفت چندتا کتاب خرید اومد. انقد تکون میخوری موقع عکس گرفتن که عکسات تاره ...
15 ارديبهشت 1396

روز مرد مبارک

ای تمام زندگی و هستی ام، عشق را با تو تجربه كردم و بدان مروارید زیبای عشقت همیشه در صدف سرخ قلبم جای دارد. بهترینم، به پای همه خوبیهایت برایت خوب بودن، خوب ماندن و خوب دیدن را آرزو می كنم. روز مرد را به تو عزیزترینم تبریك می گویم . مهربان ترین بابای دنیا صادقانه دوستت داریم و هزاران شاخه گل شقایق تقدیمت می كنیم . همسری و دختری ...
22 فروردين 1396

35 ماهگی

سلام عزیز دردونه امروز 35 ماهه شدی. یک ماه دیگه تا 3 سالگیت مونده. اصلا مغزم یاری نمیکنه که برات بنویسم، آخه مریض شدمو ویروس گرفتم و حالم خیلی بده ضعف دارم و بی حالم. دعا کن زود خوب شم چون با این حالم اصلا نمیتونم نق زدناتو تحمل کنم تو هم که یکسره در حال نق زدن. 35 ماهگیت مبارک جوجه جونم ...
20 فروردين 1396

عید 96

سلام نفس مامانی و بابایی، گیلدای قشنگم، سال 95 هم تموم شد. خیلی سال بدی بود مرگ و میر توش زیاد بود هنرمندای زیادی فوت شدن حادثه پلاسکو اتفاق افتاد، و روز آخر پرش به ما هم گرفت و دایی من 29 اسفند خوابید و دیگه بیدار نشد سکته کرد و فوت شد. به ما آخر شب خبر دادن تقریبا نصفه شب. پدرجون و مامان جون و دایی امیر هم نصفه شب حرکت کردن و صبح رسیدن تهران. دوشنبه 30 اسفند رفتیم بهشت زهرا برای تشییع جنازه. چون هوا سرد بود تو با بابایی خونه بودی واسه همین لحظه تحویل سال پیش هم نبودیم شما خونه بودین و منم تو تالار بهشت زهرا. عصر تو و بابایی رفتین بلیط قطارمونو پس دادین و بعد اومدین خونه داییم، که حسابی تو همین چند ساعت دلت برام تنگ شده بود وقتی اومدی بم...
15 فروردين 1396

روز زن

جاده عشق همسفر می خواست و من تو را برگزیدم به خاطر قلب مهربانت ، با من بمان وبدان خلوت دلم همیشه آشیانه توست همسر عزیزم روزت مبارک ! خانمم: قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند... همسرم ای لطیف ترین گل بوستان هستی تو شگفتی خلقتی تو لبریز عظمتی تو را دوست دارم و می ستایمت! دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم. همسرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست ! روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت همسرم روزت مبارک . شوهر خوبت و دختر گلت ...
29 اسفند 1395

34 ماهگی چراغ خونه

دخترم چراغ خونه، دخترم یکی یدونه، دخترم نقل و نباته دخترم 34 ماهه شده و یواش یواش داره به لطف خدا 3 سالگی رو هم به پایان میرسونه...خدایا هزاران بار شکرت نمونه شیرین زبونیات: موقعی که شکمت صدا میده میگی مامانی قورغابه (قورباغه) تو شکمم قور قور میکنه ! موقعی که بهت میگم غذا بخور بزرگ شی میگی من بستنی خوردم بزرگ شدم اما هرجا به ضررته میگی من بچه ام ! میخوای در مورد یه زمان صحبت کنی میگی دو شب ساعت پیش . عددارو بلدی از رو همون ساعتم میخونی خیلی بامزه مثلا یه بار ساعت 7 و 20 دقیقه بود میگی مامانی ساعت 7 و 4 ِ . شبا که بابایی میاد میگم ببرتت بیرون تا م...
20 اسفند 1395

نوگل 33 ماهه من

نوگل من امروز 33 ماهه که با منی و من احساس میکنم باتو خوشبختترین مادر روی زمینم! تولدت مبارکترین اتفاق روی زمین برای من و باباست، ان شاالله همیشه جزو خوشبختترین و موفقترین و شادترین و آرامترین و آسوده ترین انسانهای روی زمین باشی ! خیلی مهربون و احساساتی شدی همش راه میری بغلم میکنی بوسم میکنی. مخصوصا وقتی کار بدی میکنی سریع میای زانومو میبوسی و میگی ببخشید و ازم میخوای اخم نکنم. اما بازم کاراتو تکرار میکنی. خداییش خیلی اذیتم میکنی به طور 24 ساعته یعنی شبم آرامش ندارم تا بخوابی که دیوونه ام میکنی بعدم هی بیدار میشی تا صبح میخوای که برم پیشت، من یه خواب آروم ندارم 33 ماهه. اگرم عصبانی بشم سریع بوسم میکنی میگی م...
20 بهمن 1395

سی سالگی

چه چیزی تو عمق چشاته که من یک نگاه تو رو به یه دنیا نمیدم که بعد از تماشای چشمای تو از زمینو زمان عاشقانه بریدم تو با کل رویای من اومدی تا تو سی سالگی باورم زیر و رو شه که زیباترین خط شعرهای من از تماشای چشم تو هر شب شروع شه اومدی تا بره فصل دیوونگی شدی آرامش کل این زندگی با تو هر ثانیه عاشقانست برام آرزوهامو از کی به جز تو بخوام "   سی ‌سالگی، مثل یک روز سه شنبه است؛ مثل ساعت 3 بعد از ظهر؛ برای هر کاری، هم زود، هم دیر   ..."   من از اینکه سی ساله هستم حظ می کنم.سی سال زندگیم را مثل مشروب خوشمزه می...
10 بهمن 1395

32 ماهگی دخترک ما

32 ماهگیت مبارک دخترکم عاشق صحبت کردنتم. اینقدر نـــــاز حرف میزنی که میخوام قورتت بدم... تا به حرفت گوش ندم و کاریو که میخوای انجام ندم سریع میگی:   مامانی من مریضم بعد من میگم مریض نیستی فدات بشم من. جواب میدی:   خدا نکنـــــــه ...      وقتی ازت میپرسیم چ خبرا؟ میگی:   سلامتـــــــــیا . وقتی از دستت ناراحتمو بهت اخم میکنمو نمیخندم میگی مامانی چرا با من ناراحتی؟ چرا اخم میکنی؟ بخند . شعر حسنی رو تا اخر میخونی . حس بویاییت خیلی قویه اونقد که دیوونه ام کرده هر دیقه میپرسی بوی چی میاد؟ حالا بو از تو خونه باشه یا بیرون. منم که حس بویاییم به خاطر حسا...
20 دی 1395