دختر بهاری ما

کودکم نفسم گیلدای مامان و بابا

عید 96

سلام نفس مامانی و بابایی، گیلدای قشنگم، سال 95 هم تموم شد. خیلی سال بدی بود مرگ و میر توش زیاد بود هنرمندای زیادی فوت شدن حادثه پلاسکو اتفاق افتاد، و روز آخر پرش به ما هم گرفت و دایی من 29 اسفند خوابید و دیگه بیدار نشد سکته کرد و فوت شد. به ما آخر شب خبر دادن تقریبا نصفه شب. پدرجون و مامان جون و دایی امیر هم نصفه شب حرکت کردن و صبح رسیدن تهران. دوشنبه 30 اسفند رفتیم بهشت زهرا برای تشییع جنازه. چون هوا سرد بود تو با بابایی خونه بودی واسه همین لحظه تحویل سال پیش هم نبودیم شما خونه بودین و منم تو تالار بهشت زهرا. عصر تو و بابایی رفتین بلیط قطارمونو پس دادین و بعد اومدین خونه داییم، که حسابی تو همین چند ساعت دلت برام تنگ شده بود وقتی اومدی بم...
15 فروردين 1396

روز زن

جاده عشق همسفر می خواست و من تو را برگزیدم به خاطر قلب مهربانت ، با من بمان وبدان خلوت دلم همیشه آشیانه توست همسر عزیزم روزت مبارک ! خانمم: قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند... همسرم ای لطیف ترین گل بوستان هستی تو شگفتی خلقتی تو لبریز عظمتی تو را دوست دارم و می ستایمت! دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم. همسرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست ! روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت همسرم روزت مبارک . شوهر خوبت و دختر گلت ...
29 اسفند 1395

34 ماهگی چراغ خونه

دخترم چراغ خونه، دخترم یکی یدونه، دخترم نقل و نباته دخترم 34 ماهه شده و یواش یواش داره به لطف خدا 3 سالگی رو هم به پایان میرسونه...خدایا هزاران بار شکرت نمونه شیرین زبونیات: موقعی که شکمت صدا میده میگی مامانی قورغابه (قورباغه) تو شکمم قور قور میکنه ! موقعی که بهت میگم غذا بخور بزرگ شی میگی من بستنی خوردم بزرگ شدم اما هرجا به ضررته میگی من بچه ام ! میخوای در مورد یه زمان صحبت کنی میگی دو شب ساعت پیش . عددارو بلدی از رو همون ساعتم میخونی خیلی بامزه مثلا یه بار ساعت 7 و 20 دقیقه بود میگی مامانی ساعت 7 و 4 ِ . شبا که بابایی میاد میگم ببرتت بیرون تا م...
20 اسفند 1395

نوگل 33 ماهه من

نوگل من امروز 33 ماهه که با منی و من احساس میکنم باتو خوشبختترین مادر روی زمینم! تولدت مبارکترین اتفاق روی زمین برای من و باباست، ان شاالله همیشه جزو خوشبختترین و موفقترین و شادترین و آرامترین و آسوده ترین انسانهای روی زمین باشی ! خیلی مهربون و احساساتی شدی همش راه میری بغلم میکنی بوسم میکنی. مخصوصا وقتی کار بدی میکنی سریع میای زانومو میبوسی و میگی ببخشید و ازم میخوای اخم نکنم. اما بازم کاراتو تکرار میکنی. خداییش خیلی اذیتم میکنی به طور 24 ساعته یعنی شبم آرامش ندارم تا بخوابی که دیوونه ام میکنی بعدم هی بیدار میشی تا صبح میخوای که برم پیشت، من یه خواب آروم ندارم 33 ماهه. اگرم عصبانی بشم سریع بوسم میکنی میگی م...
20 بهمن 1395

سی سالگی

چه چیزی تو عمق چشاته که من یک نگاه تو رو به یه دنیا نمیدم که بعد از تماشای چشمای تو از زمینو زمان عاشقانه بریدم تو با کل رویای من اومدی تا تو سی سالگی باورم زیر و رو شه که زیباترین خط شعرهای من از تماشای چشم تو هر شب شروع شه اومدی تا بره فصل دیوونگی شدی آرامش کل این زندگی با تو هر ثانیه عاشقانست برام آرزوهامو از کی به جز تو بخوام "   سی ‌سالگی، مثل یک روز سه شنبه است؛ مثل ساعت 3 بعد از ظهر؛ برای هر کاری، هم زود، هم دیر   ..."   من از اینکه سی ساله هستم حظ می کنم.سی سال زندگیم را مثل مشروب خوشمزه می...
10 بهمن 1395

32 ماهگی دخترک ما

32 ماهگیت مبارک دخترکم عاشق صحبت کردنتم. اینقدر نـــــاز حرف میزنی که میخوام قورتت بدم... تا به حرفت گوش ندم و کاریو که میخوای انجام ندم سریع میگی:   مامانی من مریضم بعد من میگم مریض نیستی فدات بشم من. جواب میدی:   خدا نکنـــــــه ...      وقتی ازت میپرسیم چ خبرا؟ میگی:   سلامتـــــــــیا . وقتی از دستت ناراحتمو بهت اخم میکنمو نمیخندم میگی مامانی چرا با من ناراحتی؟ چرا اخم میکنی؟ بخند . شعر حسنی رو تا اخر میخونی . حس بویاییت خیلی قویه اونقد که دیوونه ام کرده هر دیقه میپرسی بوی چی میاد؟ حالا بو از تو خونه باشه یا بیرون. منم که حس بویاییم به خاطر حسا...
20 دی 1395

سومین شب یلدای عروسکم

شب یلدا خیلی برای ما پرخاطره است چون جنسیتت هم تو شب یلدا معلوم شد، برای همین هرسال یک تیرو دو نشون داریم. انار بیار دون کنم غماتو دون دون کنم هندونه بیار قاچ کنم لپتو بیار ماچ کنم غمتو بیار چال کنم بخند تامن حال کنم سومین یلدای زندگیت مبارک عروسکم کادوی شب یلدا هم برات یه تاب جدید خریدیم. مبارکت باشه عزیزم. ...
30 آذر 1395

31 ماهگیت مبارک نازدونه

31 ماهگیت مبارک نازدونه کارهای این ماهت: تقریبا اکثر رنگارو یاد گرفتی. خوندن چند تا کلمه جدید و دو جمله بابا آب داد و بابا نان داد رو یاد گرفتی. بعضی از حروف الفبای فارسی رو یاد گرفتی. عکس عروسیمونو نگاه میکنی و میگی مامانی رژ لب این رنگی بزن بریم بیرون ! یا میگی بریم مغازه لباس عروسی بخریم عروس شیم! عکسی که با لباس سنتی تو مشهد گرفتیم رو نگاه میکنی و میگی مامانی سیندرلا شدی! این ماه پدرجون و مامان جون و عزیز و آقاجون اومدن اینجا. مامان جون برات وسایل خاله بازی و پیانو آورد هر دیقه باهاشون بازی میکنی هی چایی دم میکنیو غذا درست میکنی و ما باید بشینیم ب...
20 آذر 1395

گل من 30 ماهه شدی

گل من 30 ماهه شدی تولدت مبارک عزیز دلم عشقم عمرم  مهربونم  تولدت مبارک همیشه بدون که مامانی بی نهایت عاشقته.   و به همین زودی 30 ماه گذشت و من دو و نیم ساله شدم. همچنان عاشق موسیقی هستم. هم گوش دادن و هم نواختن . به پدرجون و مامان جونم سفارش دادم برام پیانو بخرن . اینم مدرکش بتهوون شدم دقیقا مثل اونم مو فرفری بابایی هر روز تا 8 شب سر کاره و منو مامانی کلی با هم بازی میکنیم.  یکی از بازیامون خمیربازیه. اینم چندتا از هنرنماییامون اینم خودم در حال خمیربازی. نمیذارم مامانی عکس بگیره من جاروبرقی و لباسشو...
20 آبان 1395