دختر بهاری ما

کودکم نفسم گیلدای مامان و بابا

23 ماهگی عزیز دلم

سلام عزیز دلم .. . یک ماه به تولد دو سالگیت مونده و تو هر روز داری بزرگتر میشی .. . هنوز باورم نمیشه که تو این همه بزرگ شدی و تا چشم به هم زدیم دو ساله شدی .. . کارات بزرگونه شده و حسابی شیطون شدی. .. تا حدودی لجبازی هم می کنی و اگه کاری بر خلاف میلت باشه جیغ می زنی و گریه می کنی .. . غذا خوردنت همچنان افتضاحه و به شدت بد غذایی کماکان هیچی نمیخوری و من در آرزوی اینم که تو وقتی میخوام چیزی دهنت بزارم دهنتو باز کنی .. . فقط ماست رو درست و بی دردسر می خوری .. . مدتیه خیلیییییییییییی تلاش میکنی خودت لباستو (مخصوصا شلوار)رو پات کنی.البته دراوردنش رو یاد گرفتی اما تو پوشوندن ...
20 فروردين 1395

تعطیلات عید 95 و سفرنامه شیراز

سلام دخملک نانازم امسال بعد از تحویل سال که 8 صبح بود، غروب ساعت 18 به سمت ایستگاه راه آهن حرکت کردیم و ساعت 19:30 با قطار به سمت شمال حرکت کردیم. روز اول خونه پدرجون بودیم و خونه بزرگترا عید دیدنی رفتیم و روز دوم به خونه آقاجون رفتیم و تا جمعه اونجا بودیم و عید دیدنی رفتیم و صبح جمعه پدرجون اومد دنبالمون. واما مسافرت: جای همه دوستان و عزیزان ما خالی در سفر شیراز سفر چهار پنج روزه ما که خیلی هم خوش گذشت. صبح شنبه 7 فروردین با پدرجون و مامان جون و داییها و زندایی و خونواده عموی مامانی به سمت شیراز حرکت کردیم. حدود ساعت 2 بعدازظهر کاشان بودیم و به باغ فین رفتیم. بعد از خوردن ناهار به سمت اصفهان ح...
15 فروردين 1395

عید 95 مبارک

سلام نفس مامانی و بابایی، گیلدای قشنگم، سال 94 هم تموم شد. لحظه تحویل سال 1395 سال میمون ساعت 8 و صفر دقیقه و 12 ثانیه روز یکشنبه اول فروردین این سال خوبو به دختر نازم که دومین عیدشه، همسر مهربونم، خونوادم و دوستای گلم تبریک میگم. برای دختر گلم آرزوی سلامتی، عاقبت به خیری، شادی، عمر طولانی و آرامش دارم و همینطور برای همه. برات سفره هفت سین چیدم که سبزه اشو لبو گذاشتم سبز شد. برای ناهارم سبزی پلو با ماهی درست کردم. عیدت مبارک میبوسمت عشقم ...
1 فروردين 1395
1