27 ماهگی عشقدونه
27 ماهگیت مبارک عزیز دلم کارای این ماهت: از وقتی از شمال برگشتیم، هنوز، هر روز که از خواب پا میشی سراغ مامان جونو میگیری و انتظار داری خونمون باشه و وقتی بت میگم مامان جون ساریه ناراحت میشی و گریه میکنی و میگی نه رفته دکتر میاد ، بعدم میگی پدرجون ادارست، دایی امیر کلاسه،غروب میان! (با اینکه یه ماهه اومدیم اما هنوز دلتنگی میکنی براشون) با عروسکات حرف میزنی و حرفایی که من بت میگم تحویل اونا میدی! به رژ لب میگی دهنی ، وقتی عکسای عروسیمونو روی دیوار میبینی میگی مامانی دهنی زدی! هوای گرم و سرد رو تشخیص میدی و همینطور مزه هارو. این روزا انقد حرف میزنی که مخمونو خوردی.گاهی ...
نویسنده :
گیلدا
15:26













