گیلداگیلدا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره
ازدواج مامان و باباازدواج مامان و بابا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره
وبلاگ گیلداوبلاگ گیلدا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

دختر بهاری ما

💓🧘🏻‍♀️🌸

بازگشت به خونه

امروز جمعه 30 خرداد بعد از 40 روزگی گیلدای عزیزم از شمال برگشتیم و اومدیم خونه خودمون. اینم عکس دخمل نازم که صورتشو چنگ زده: ...
30 خرداد 1393

عروسک مامانی

امروز سه شنبه 27 خرداد اولین باریه که خودم عروسکمو حموم کردم.  دخمل من عاشق آبه و خیلی حموم رو دوست داره و همیشه تو حموم آرومه. اینم عکس نفسم لای حوله : ...
27 خرداد 1393

تولد یک ماهگی گیلدا جونم

تولد يك ماهگيت مبارك باشه قشنگ مامان . باورم نميشه كه به اين سرعت يك ماه گذشت . يك ماه شيرين وسخت پر از عشق و احساس و خستگي و بي خوابي و تنها آرزویم صحت و سلامت تو است به کوری چشمان تمام بد خواهانت . تو اين يك ماه خيلي بزرگ شدی .  قربون دختر گلم برم که روز به روز داره بزرگتر و خوردنی تر میشه. تولدت مبارک و همگی دوستت داریم . بوس بوس هزار تا بوس اینم عکسای تولدت که نذاشتی عکس بگیریم همش گریه میکردی: ...
20 خرداد 1393

نفس مامانی

سلام نفسم امروز جمعه 16 خرداد در 27 روزگیت دخترعمه میترا (دختر عمه مامانی) اومد دیدنت و واسه دخمل خوشگلم یه تاب بارفیکسی هدیه آورد. اینم چند تا عکس از گل مامانی و تابش: ...
16 خرداد 1393

گیلدا

سلام گلم امروز یکشنبه 11 خرداد در 22 روزگی دخملم یه کشفی کردیم اینکه صدای جارو برقیو دوست داری. تو این مدت هر وقت جارو برقی میکشیدیم  خواب بودی اما امروز بیدار بودی و در حال گریه کردن وقتی جارو برقیو روشن کردیم ساکت شدی و بعدش خوابیدی. الهی فدات بشم. اینم عکسای گل ناز مامان تو این چند روز: ...
11 خرداد 1393

از 10 روزگی تا 14 روزگی

                                                روز سه شنبه 30 اردیبهشت گیلدای عزیز ما 10 روزه شد تو این روز اقدس خاله و زندایی زهرا (خاله و زندایی مامانی) اومدن دیدن دخمل نازم خاله به دخملم وجه نقد هدیه داد زندایی هم 3 تا عروسک خوشگل(کلاغ، ببعی پستونک دار، سگ shaun the sheep ) هدیه داد دستشون درد نکنه. روز چهارشنبه 31 اردیبهشت در 11 روزگی من و مامان جون (مامان مامانی) گیلدا رو بردیم دکتر متخصص اطفال بیمارستانش تا معاینه اش کنه دکتر گفت ماشالله دخملم تو 10 رو...
3 خرداد 1393

از تولد تا 8 روزگی گیلدا

                                        و دختر عجول ما بدینسان دیده به جهان گشود: روز شنبه 20 اردیبهشت از صبح کمی درد داشتم غروب رفتم دکتر بهش در مورد دردام گفتم قرص هیوسین داد گفت یه دونه بخور اگه انقباض زایمان نباشه خوب میشه اما نشد بلکه فاصله اش کمتر و منظمتر شد و این یعنی گیلدا جونم عجله داشت برای ورود به دنیا. با دکتر تماس گرفتم گفت برو بیمارستان منم میام. رفتم بیمارستان اماده ام کردن تا گیلدای عجول مامانو به...
28 ارديبهشت 1393