تولد 8 ماهگی عسلم
عسلم تا حالا 8 ماه شیرین رو پشت سر گذاشتی.
تو این ماه تونستی از حالت خوابیده پاشی بشینی،
همینطور در حالت نشسته با کشیدن باسنت روی زمین به جلو میری (ما تو شمال به این حرکت میگیم کنگ سو اما نمیدونم معادل فارسیش چی میشه از باباییت که شمالیش خوبه پرسیدم اونم میگه نمیدونم بعد میخنده میگه بنویس باسن کشان
)، کلمه هایی مثل اه، ابو (موقع دیدن بابایی، فکر کنم داری عربی یاد میگیری
، آخه صدای اذان و قرآن رو هم خیلی دوست داری وقتی میشنوی ساکت میشی و با لبخند گوش میکنی مخصوصا اگه قاری بچه باشه)، آبه ( موقع خوردن غذا، فکر کنم ادای منو درمیاری آخه من واسه اینکه غذاتو بخوری با هر قاشق یه به به بهت میگم اما بازم نمیخوری
)، بوف رو میگی
، از برنامه های تلویزیون اذان و قرآن
، پیامهای بازرگانی به خصوص تبلیغات بالا بالا
، تیتراژ برنامه خردسالان شبکه پویا
، باب اسفنجی، نقاشی نقاشی
و تام و جری رو دوست داری
. فدای دختر گلم بشم. امیدوارم تمام مراحل زندگیت رو خوش و خرم و سرحال بگذرونی.
دختر گلم نمیدونی امروز چند بار خدا رو شکر کردم مامان جون. آره نفسم خدا رو هزار هزار بار شکر که یه بچه ی سالم اونم یه دختر به نازی وبانمکی تو به ما داده. ایشالا که همیشه سالم باشی و شاد.
البته اینم بگم که همیشه میگن دختر که باشی
عشق بابایی..
لوس بابایی...
عزیز دردونه ی بابایی...
حتی اگه بهت نگه !!
خلاصه یک کلام
دختر
نفس باباست!
حالا هر چی هم که من بیام اینجا و برات بنویسم و قربون صدقت برم.
بازم یه عالمه تبریک. میدونی که عاشقتم و برات بهترین ها رو آرزو دارم.
این ماه برات یه کیک مغزدار پختم که خیلی خوشمزه شد البته به نام تو به کام ما!
اینم عکسات:













تولد 8 ماهگی عسلم 




