گیلداگیلدا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره
ازدواج مامان و باباازدواج مامان و بابا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره
وبلاگ گیلداوبلاگ گیلدا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

دختر بهاری ما

💓🧘🏻‍♀️🌸

دهمین دندون+ یه اتفاق+ باغ پرندگان

سلام عزیزم اول اینکه دهمین دندونت روز شنبه 3 مرداد 94 در 14 ماه و 14 روزگی خودشو بهمون نشون داد. دوم اینکه قرار بود اینجا فقط از چیزای خوب بنویسیم اما نمیشه چیزای بدم جزو خاطراته و این اتفاق بد، این بود که تو این هفته دختر خوشگل من انگشت کوچولوشو کرد تو چشش و چون یه کوچولو ناخون داشت(یکی دیگه از معضلات ما که نمیذاری ناخونتو بگیرم) سطح قرنیه اش رو خراشید ما که فکر نمیکردیم این اتفاق افتاده باشه گفتیم دستت خورده به چشمت خوب میشه فقط شستشوش دادیم بعد دیدیم نه مثل اینکه درد داری وقتی دست میزنی جیغت میره هوا سریع بردیمت بیمارستان کودکان تهران اونجا دکتر دید و قطره نوشت اما گفت برید پیش متخصص با دستگاه ببینه...
9 مرداد 1394

عید فطر 94 + نهمین دندون

گیلدا در حال خوردن قورمه سبزی برای اولین بار (خیلی خوشش اومد)                                                                                                                 &nb...
31 تير 1394

14 ماهگی عسل مامانی

سلااااااام به شیرین عسل مامان . این ماه  اومدیم شمال الان ماه رمضونه روز اول اومدیم و قراره تا آخرش بمونیم شایدم بیشتر. اومدیم اینجا تا تو راه رفتن تسلط کامل پیدا کنی که خدا رو شکر به خواسته امون رسیدیم آخه خونه خودمون کوچیکه تا راه بری خوردی به دیوار، منم روزه میگیرم تنهایی دنبالت دویدن برام سخت بود اومدیم اینجا تا بقیه کمک کنن تو نگهداری از دخمل وروجکم. اینجام کلی گشت و گذار کردی از مهمونی گرفته تا پارک و دریا و رستوران و ... کلی هم ددری شدی هر کی میخواد بره بیرون میخوای باهاش بری همه باید قایمکی برن بیرونو از دستت فرار کنن. مامانی قربون همه شیرین کاریات برم که برا همه عزیزی دلبرکم . ماه عزیزم، چهارده ماهگیت مبارک. هر روز بی...
20 تير 1394

سیزدهمین ماهگرد تولد عروسکم

یکی یک دونه ی مامانی..امروز سیزدهمین ماه تولدت رو هم پشت سر گذاشتی و وارد ماه چهاردهم شدی. عزیزتر از جونم شیرینکم اینقدر فعالی که بعضی اوقات کلافه میشم دوست دارم یک لحظه بشینی ولی زهی خیال باطل. تو این ماه پیشرفت های چشمگیری داشتی وقتی باهات صحبت میکنم دقیقا مشخصه که کاملا موضوع رو درک میکنی . مثلا ازت میخوام بشینی شما میشینی یا بلند بشی شما بلند میشی وقتی میگم من رفتم خداحافظ تند تند بای بای میکنی . متاسفانه مفهوم اینکه نه نکن خطرناکه رو خیلی خوب میفهمی ولی هیچ اعتنایی نمیکنی چون چند بار امتحان کردم وقتی بهت میگم نه نکن خودتو به کوچه علی چپ میزنی انگار نه انگار . روز بروز شیطونی هاتم بیشتر میشه . همچنان پاتوقت دور و بر تی...
20 خرداد 1394
1267 13 19 ادامه مطلب

گیلدا در پارک آب و آتش

سلام عزیز دل مامانی امروز پنجشنبه 14 خرداد 94 با دوست بابایی و خانمش و خونواده خانمش رفتیم پارک آب و آتش. خیلی شلوغ بود جای سوزن انداختن نبود رو پل طبیعت که دیگه نگو بابایی میگفت این پل ظرفیت این همه آدمو داره! اولش خوب بودی بعد کم کم خسته شدی مجبور به استفاده از پستونک شدیم.                                                                    ...
14 خرداد 1394