گیلداگیلدا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره
ازدواج مامان و باباازدواج مامان و بابا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره
وبلاگ گیلداوبلاگ گیلدا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 20 روز سن داره

دختر بهاری ما

💓🧘🏻‍♀️🌸

اولین غذای کمکی

سلام مامانی دیروز رفتیم دکتر واسه معاینه ماهیانه. همه چی خوب بود خدا رو شکر اما دکترت میگه باید کمبود وزن موقع تولدتو جبران کنی واسه همین گفت غذای کمکی(فرنی و حریره بادوم) رو شروع کنیم. امروز یعنی دوشنبه 17 شهریور 93 دو قاشق فرنی به زور خوردی همش با زبونت پس میزدی بیرون اما همونم نوش جونت عزیزم بخور تا زودتر بزرگ شی قشنگم. ...
17 شهريور 1393

چهارمین سالگرد ازدواج مامانی و بابایی

15 شهریور 93 چهار مین سالگرد ازدواج مامانی وباباییه و تو شیرین ترین ثمره این زندگی هستی عزیز دلم خیلی خوشحالم که امسال تو رو هم کنارمون داریم . از اینکه زندگی مشترکمون ثمره داده و دختر نازم کنارمونه خیلی خوشحالیم و خدا رو شکر میکنیم به خاطر این همه لطف و مهربونیش .   خدايا از اين كه به ما اين همه محبت داری ممنونتيم   از اینکه زندگی مشترکمون ثمره داده و دختر نازم کنارمونه از اين‌كه دل‌های ما رو لبريز از عشق و محبت ابدی نسبت به همديگه كردی سپاسگزاريم   خدايا از اين كه بهترين همسر دنيا را به من هديه كردی...
15 شهريور 1393

اگه ی روزی.......

اگه ی روزی....... به دخترم میگم:ببین عزیزم یه وقت اگه بزرگ شدی اگه خوشگل شدی اگه به سن ازدواج رسیدی اگه دیدی چند نفر میخوانت اونیو انتخاب نکن که ماشینش خفنه ها اونیو انتخاب نکن که باباش پولداره ها اونیو انتخاب نکن که سرش شلوغه ها اونیو انتخاب نکنی که میگه بیا خونمونا اونیو انتخاب نکنی که همش اشکتو در میاره اونیو انتخاب کن که قلبشو بهت هدیه میده اونیو انتخاب کن که وقتی ناراحته سریع لباساشو میپوشه میره بیرون اونیو انتخاب کن که وقتی ناراحته فقط اخم میکنه اونیو انتخاب کن که مامانشو بهت نشون میده نه تخت خوابشو اونی که شاید ساعت رولکس نخره واست،ادکلن گرون نخره واست،ولی تولدت دل تو دلش نیست یه وقت ولش نکنی بری با یه پولداتر ماما...
10 شهريور 1393

عزیزم روز دختر مبارک

  عزیزم امروز روز توست ، امیدورام از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری و به تمام خواسته های زندگیت برسی عرض تبریک به بهترین دختر دنیا دختران فرشتگانی هستند  از آسمان برای پر کردن قلب ما با عشق بی پایان دختر ، خاطرات شاد و خوشی گذشته لحظات شاد حال و امید آینده است تقدیم به دختر امروز و مادر آینده تقدیم به بهترین دختر دنیا و امید حیات من با آرزوی بهترین و برترین ها برای فرشته زندگیم امیدوارم مثل حنا با مسولیت مثه کزت صبور مثه ممول مهربون مثه جودی شاد و سر زنده و مثل سیندرلا خوشبخت باشی روزت...
6 شهريور 1393

روز کارمند

تمام روزهای شکوفا از تلاش ، روز تو باد ! روز بهروزی من ، روز بهروزی تو ، روز بهروزی تمام دست های کار آمد جهان . . . دست هایی که روزها را در تلاشند برای آرامش شب ها ، شب ها در تکاپویند برای آسایش روزها ! دست هایت که آیینه تلاش روزگارند ، پر برکت باد ! توان دست هایت را می ستایم ،  ای سازنده ترین نقش هستی در قاموس آفرینش . . . روزت مبارک . . . همسر مهربونم ، بابایی خوبم روزت مبارک! همسری و دختری   ...
4 شهريور 1393

تولد سه ماهگی عشقم

هورااااااااااااا دختر نازم سه ماهه شد . نازنیم سومین ماهگرد تولدت مبارکـــــــــــــــــــــــ . اصلاً باورم نمیشه سه ماهه که تورو دارم... داشتن تو اینقدر شیرینه که هر روزش مثل یک ثانیه میگذره،  دختر گلم مامان و بابا عاشق شما هستن و از بودن با شما و دیدن لحظه به لحظه بزرگ شدن شما لذت می برن.برات بهترین ها رو آرزو دارم . عزیزم خیلی فرق کردی با روزای اولی . عسلکم اینقدر شیرین شدی که تموم روز رو باهات بازی می کنم و به کارهای دیگه نمی رسم . باهات که حرف میزنیم و قربون صدقه ت میریم، نیشت تا بناگوش باز میشه... وااایی که چقدر دلم میخواد حسابی بچلونمت قندک مامان ! ایشالا صد و بیست سال زنده باشی عزیزم ...
20 مرداد 1393

دریا

سلام نازگل مامانی امروز چهارشنبه 8 مرداد 1393 روز دوم عید فطر برای اولین بار رفتی دریا معلوم بود خیلی دوست داری اخه خیلی خوشحال بودی فکر کنم تو دریا از همه کوچولوتر بودی اخه همه نگات میکردن ناهارو دریا بودیم بعد غروب رفتیم باغ پدرجون (بابای مامانی) اونجام اولین بار بود میرفتی خیلی هم خوشحال بودی امروز فدای چشمای نازت بشم مامانم بووووووووووووس. عکسای امروز دخمل مامانی:   بقیه عکسها: ...
8 مرداد 1393

دومین ماهگرد گل دختری

قشنگ مامانی دو ماهه شد هورا. قربون گل دخترم برم که روز به روز داره بزرگتر میشه. راستی دیروز که واکسن زدیم خدا رو شکر تا حالا تب نکردی. ایشالله همیشه صحیح و سالم باشی و 120 ساله شی. میخواستم برای تولدت کیک درست کنم اما چون فردا میخوایم دوباره به مدت یک ماه بریم شمال کلی کار داشتم و نرسیدم کیک درست کنم ایشالله تولد سه ماهگیت. تولدت مبارک من و بابایی خیلی دوست داریم. بوووووووووووووس. ...
20 تير 1393

واکسن دو ماهگی گل دخترم

سلام عزیزم مامانی امروز پنجشنبه 19 تیر واکسن دو ماهگیتو زدیم (چون 20 تیر جمعه است) من خیلی استرس داشتم. صبح زود بیدار شدم گل دخترمو آماده کردم و با بابایی بردیمش مرکز بهداشت. بعد از اندازه گیری قد و وزن رفتیم واسه واکسیناسیون. چون من دل نداشتم دادمت بغل بابایی. دو تا واکسن به پاهاش زدن بعدم قطره فلج اطفال رو بش دادن. نازگل مامان خیلی گریه کرد و به وضوح درد رو میشد تو قیافه اش دید حیف که واسه سلامتیش مهمه. باباییش بردش بیرون راهش برد تا گریه اش بند اومد و چون قبلش استامینوفن بش داده بودم کم کم اثر کرد و خوابید. وقتی اومدیم خونه خوابید منم به فاصله 4 ساعت استامینوفن رو تکرار کردمو کمپرس سرد گذاشتم رو پاش. به خاطر خوردن استامینوفن دختر ش...
19 تير 1393

اولین روز تنهایی من و مامانم

امروز یکشنبه اول تیر تو 42 روزگی من و گل دخترم برای اولین روز تنها بودیم و بابایی هم رفت سر کار بابایی که کلا استرس داشت و امروز چند بار زنگ زد خونه حال دخملشو پرسید . اما منو دخملم امروز کارامونو انجام دادیم و با هم بازی کردیم و آهنگ گوش کردیم گیلدا جونم باکمک مامانی برای اولین بار سعی کرد غلت بزنه آفرین مامانی جیغ و دست و هورا. ...
1 تير 1393