گیلداگیلدا، تا این لحظه 4 سال و 7 ماه و 5 روز سن دارد
ازدواج مامان و باباازدواج مامان و بابا، تا این لحظه 8 سال و 3 ماه و 10 روز سن دارد
وبلاگ گیلداوبلاگ گیلدا، تا این لحظه 4 سال و 11 ماه و 12 روز سن دارد

دختر بهاری ما

ماه نگار مهد 4 + 50 ماهگی

سلام به دردونه خونه امون روزای 50 ماهگی یعنی روزای سوال پرسیدن و کنجکاوی بیش از حد! روزایی که دیگه مبلایی که ما نذاشتیم بهشون خط بیفته از بپر بپرای دختری و ورجه وورجه کردنش در امان نیستند و دیگه وا رفتن. اما!..مشکل این روزا سی دیه!...وقتایی که خونه ای سی دی نگاه می کنی و همشم به خاطر تبلیغات سی دی بالشهای عموپورنگه که بعد دیدنش گفتی بخریمش و از مهد که میای میخوای سی دیاشو ببینی که البته سعی میکنم کنترلت کنم روزی یه دونه ببینی. هروقت بهت می گم غذا چی می خوری ؟..می گی:ماهی...مرغ...قورمه سبزی!...و اصلا گوشت نمیخوردی واسه همین جدیدا گوشتو میپزم ریش ریش میکنم و میذارم جلوت بهت میگم مرغه میخوری. فک میکنی گوشتم یه جور مرغه که خونش زیاد بود...
30 تير 1397

روز دختر 97

گشته دختر بر زمین همچو پری چون نگینی هست بر انگشتری لطف ایزد شامل حالش شود هرکسی دارد به خانه دختری " روز دختر مبارک باد " روزت مبارک عزیز دلم ...
23 تير 1397

ماه نگار مهد 3 + 49 ماهگی

سلام به دردونه خونه امون از این ماه دوباره داری میری مهد خودت خواستی که بری. ببینیم تا کی دووم میاری. ما که دوست داریم دائم بری تا با همسن و سالات بازی کنیو چیزای جدید یاد بگیری. این ماه، ماه رمضون بود. اما از مهدت بگم که: مهارتهایی که بهت یاد دادن: شمارش اعداد که البته خودت بلد بودی. آشنایی با حیوانات تخم گذار و بچه زا، دوزیستان، حشرات، پستانداران، آبزیان، پرندگان که اینم خودت یه مقدار بلد بودی. آشنایی با محل زندگی حیوانات. آشنایی با خطوط باز و بسته، شطرنجی، عمودی و افقی. بازی لی لی. کشیدن خطوط افقی و مایل. یادگیری شماره پلیس، آتش نشانی، اورژانس و اورژانس اجتماعی. سوره قدر. آموزش معصومین و صلوات. کلمات انگلیسی که تو مهد یاد گرفتی: ...
8 تير 1397

تولد 4 سالگی

سلام دخملک نانازم ... امسال بالاخره برات تولد مفصل گرفتم. غروب سه شنبه 11 اردیبهشت بعد از اینکه بابایی از اداره اومد به سمت شمال حرکت کردیم چون تولدتو خونه پدرجون گرفتیم. ما شمال بودیم اما بابایی جمعه برگشت تا بره اداره. روز یکشنبه 16 اردیبهشت با پدرجون و مامان جون رفتیم کیک تولدتو سفارش دادیم. بابایی سه شنبه شب 18 اردیبهشت اومد ساری. اون روز من خونه رو تزیین کردم. پنجشنبه 20 اردیبهشت 97 برات تولد گرفتم ... تزئیناتش رو از پارسال خریده بودیم فقط ظرف پاپ کورنو خوشامدگویی رو خودم درست کردم. خیلی خیلی از تولدت راضی بودم چون جشنت به همون قشنگی شد که تصورشو می کردم همه جا عکس کفشدوزک به چ...
21 ارديبهشت 1397

پارک جمشیدیه

یه روز خیلی عالی پارک جمشیدیه گیلدا در کنار دوستاش محمدماهان عزیز و خواهر کوچولوش محیا جون که تو عکسا نیست ...
24 فروردين 1397

47 ماهگی

گیلدای قشنگم امروز 47 ماهه شدی و یه ماه دیگه به 4 سالگیت مونده بزرگ شدنت مبارک عزیز دلم ...
20 فروردين 1397

تعطیلات عید 97

سلام نفس مامانی و بابایی، گیلدای قشنگم، سال 96 هم تموم شد. لحظه تحویل سال 1397 سال سگ سه شنبه ۲۹ اسفند ساعت 19 و ۴۵ دقیقه و ۲۸ ثانیه این سال خوبو به دختر نازم که چهارمین عیدشه، همسر مهربونم، خونوادم و دوستای گلم تبریک میگم. برای دختر گلم آرزوی سلامتی، عاقبت به خیری، شادی، عمر طولانی و آرامش دارم و همینطور برای همه. امسال سال تحویل مهمون داشتیم و پدرجون و مامان جون و دایی امیر پیشمون بودن. برات سفره هفت سین چیدم که سبزه اشو خاکشیر گذاشتم سبز شد. تخم مرغای هفت سینم خودت با رنگ انگشتی رنگ کردی. برای ناهارم سبزی پلو با ماهی درست کردم. ...
16 فروردين 1397

46 ماهگی به روایت تصویر

اول از همه عیدیت پیشاپیش جدیدا وقتی ازت میپرسیم میخوای چی کاره شی میگی مهندس ساختمون سازی واسه همین برات ابزار مهندسی خریدم که خیلی دوسش داری مهندس کوچولوی من این ماه بعد مدتها دوست بابایی با خونواده اومدن خونه امون اینم عکست با بارانا جون اینم بازیهامون: خیلی وقته رنگا و شکلارو خیلی خوب بلدی یه روز گفتیم چی کار کنیم بازی طبقه بندی انجام دادیم بر اساس رنگ بر اساس شکل بر اساس اندازه پازل کوچولوی جدیدمون اینم حلقه اسمت که سفارش داده بودم برات ...
20 اسفند 1396